سی و دومین ماهگرد دوقلوهای افسانه ایی ما
سی و دومین ماه هم به سلامتی و دلخوشی گذشت ...
خدایا شکرت بابت همه نعمتهایی که به ما عطا فرمودی
خدایا شکرت به خاطر اینکه همیشه و در همه حال به یادمدن هستی
و تو همه مشکلات و سختی ها دستمون رو میگیری
خدایا شکرت شکرت شکرت ...
دوقلوهای نازنینم اینقدر شیرین زبون شدید و با مزه ریختناتون
زندگیمون رو شیرین کردید که گاهی این شیرینی دلمون رو میزنه و
مامان صبورتون رو مجبور میکنید یه کم تلخی قاطی این شیرینی کنه 
دیگه از اون خونه سفید و خوشگل و عروسانه مامانتون چیزی نمونده 
از صبح تا شب در حال شست و شو و رفت و روب هستم
ولی باز سر خطم 


ولی با این همه با یه مامان جون گفتنتون همه خستگهام فراموش میشه



خوب بریم سراغ عکسها
.
.
.
یه سورپرایز برای بابا امیر حسین
تولد یواشکی من و دوقلوها برا بابا جون 94/7/15






اینم میز تولد و خوشمزه های مامان پز

تولد حلما کوچولو نوه دایی مامان
1394/07/21
تولد حلما کوچولو تو یک شب نسبتا خنک پاییزی در باغ تالار و در فضای باز
و زیر آلاچیق بود که استخر و جوی آب هم داشت و از شانس خوب ما
همون اول که رسیدیم امیر عباس با هر دو پا افتاد داخل جوی آب
و کفش و جوراب هاش خیس شد
و تا آخر مراسم همونطوری با پای خیس کلی اذیت شد.

ماه محرم
طبق روال هر سال رفتیم خونه مامانی زهرا
و با اونا رفتیم مراسم عزاداری
مراسم عزاداری روز تاسوعا 1394






مراسم عزاداری ظهر عاشورا 1394




شب هفتم امام و زنجیر زنی دوقلوها تو دسته

نمایشگاه عاشورا



مرکز خرید پارسیان تهرانپارس
چند روزی بود که امیر عباس و ارغوان چتر می خواستن
و رفتیم مرکز خریدکه براشون بخریم. بعد کلی گردش
چتر مناسب پیدا نکردیم ولی کلی بهشون خوش گذشت و از این
ماشین های مرکز خرید اجاره کردن و کلی بازی و شیطونی کردن


بای بای پوشک
پروژه پوشک گیری هم با تمام ترس و استرسی که مامان از نجس شدن
خونه و بیرون و ... داشت ظرف مدت سه روز و با همکاری شما گلهای
خوشگل مامان به سرانجام رسید . البته با تشویق و جایزه
اونم چه جایزه ای برچسب
اینم تصویر سرویس بهداشتی خونه ما بعد از پایان پروژه

"الهی که همیشه لباتون خندون و دلاتون شاد باشه"



سی و دومین ماهگرد دوقلوهای افسانه ایی ما 


